تبليغاتX
MY GiTi CAR
اللهم عجل لوليك الفرج
 تفاوتهای توربوشارژر و سوپرشارژر ...

 توربوشارژر و سوپرشارژر TurboCharger & SuperCharger

کار توربوشارژر و سوپر شارژر در اصل چیست؟
پمپهای دمنده ای هستند که با ترکیب سوخت و اکسیژن بیشتری را وارد سیلندرها می کند .
توربوشارژر یک پمپ گریز از مرکز است که بوسیله گازهای خروجی بدست امده از احتراق به کار می افتد  ومخلوط بیشتری از هوا و سوخت را روانه موتور می کند که باعث فشار بیشتر و توان بالاتر موتور می شود .

در سوپرشارژر دو چرخ پره دار در دو سر یک محور نصب شده که یکی وظیفه توربین را ودیگری نقش کمپروسور را ایفا می کند به این صورت که دودهای  حاصل از احتراق که در حال خارج شدن از موتور می باشند وارد توربین می شوند و آن را به گردش در می آورند از گردش حاصل کمپرسوری که در یک راستا بر روی یک محور قرار دارد به حرکت در آمده و هوای تازه را وارد کرده و آنرا فشرده می کند .

به علت فشار زیاد تقویتی وروردی که به وسیله توربوشارژر تولید می شود در بعضی از مواقع باعث تخریب و آسیب رسانی به اجزای موتور می شود که برای کنترل این امر توربوشارژرها مجهز به یک مجرای تخلیه می باشند این شیر کنترل کننده در هنگامی که فشار تقویت شده را به میزان وارد کرد دود حاصل را به جای هدایت به سمت توربین به خارج فرستاده و دورآن را کنترل می کند .
البته در موتورهای جدید که مجهز به ECUیا همان واحد کنترل الکترونیکی هستند این امر توسط سنسوری که در منیفولد بنزین وجود دارد کنترل می شود که این سنسور با اندازه گیری دقیقتری از افزایش فشار جلو گیری کرده و با انتقال سیگنال به ECU آن را کنترل می کند .

یکی از مشکلاتی که درکار توربو شارژر وجود دارد افزایش دما که خود باعث کندی در کار توربو شارژر می شود و برای جلو گیری از این امر از اینتر کولر که یک خنک کننده برای کاهش دمای هوای فشرده می باشد بهره گرفته می شود از مزایایی دیگر آن علاوه بر خنک کردن هوای ورودی پایین آوردن بار حرارتی موتور و همچنین کاهش دمای گازهای خروجی از اگزوز بوده که در مصرف سوخت کمک بسزایی می کند .

در توربو شارژرها پره های متحرکی وجود دارند که به نیاز موتور عمل باز وبسته شدن را انجام می دهند که در موتورهای که مجهز به ECUهستند این امر توسط سوپاپهای مغناطیسی کنترل می شوند و فرمان می گیرند از این رو با پایین بودن و بالابودن دور موتور پره هابازو بسته می شوند از مزایایی این مکانیزم تولید گشتاور بالادر سرعتهای پایین موتور و کاهش مصرف سوخت اشاره کرد .

سوپرشارژر با توربو شارژر تفاوت می کند و طرز کارشان با یکدیگر متفاوت است توربو شارژر با استفاده از گاز های خروجی کار می کند ولی سوپرشارژر به صورت مکانیکی با توسط تسمه یا زنجیر از میل لنگ مستقیم نیرو می گیرد که با وجود این امر با فشردن پدال گاز سوپرشارژر ها در موتورهای احتراق داخل توسط تسمه به حرکت در می آیند .
کوپلینگ سوپرشارژر هم می تواند ثایت و هم از طریق کلاچ فراهم می شود سوپرشارژر روتس دو روتر دارد و هر روتر دو یا سه بر آمدگی دارد که یا به حالت صاف یا حلزونی شکل می باشد روترها توسط چرخدنده به هم درگیر شده و به وسیله تسمه یا زنجیر از موتور نیروی حرکتی می گیرند که به علت کوچک بودن قطر چرخ دنده و چرخ تسمه سر سوپرشارژر دور آن سه تا چهار برابر موتور می شود استفاده از سوپرشارژر زمانی که موتور در زیر بار کامل قرار دارد باعث کاهش توان موتور می شود که برای بر طرف کردن این مشکل در اکثر سوپرشارژرها از یک کلاچ الکترونیکی بهره گرفته می شود که هماهنگ با فشار وارده به موتور حرکت کند .

در کل توربو شارژرها و سوپرشارژرها علاوه بر بالابردن توان خروجی موتور و بالابردن گشتاور آنها در مصرف بنزین و یا سوخت تاثیر مثبتی گذاشته واز فشار بالابر روی موتور نیز کاهش می دهد که خود این امر باعث پایین آمدن فرسودگی و عمر طولانی تر اجزای آن می شود البته نا گفته نماند که نصب و راه اندازی توربوشارژر و سوپرشارژر نیاز به علم بالا دارد و اگر در غیر زمانهایی که خود سازندگان اقدام به این امر می کنند بصورت آزاد و بدون اطلاعات لازم و با مارکهای متفرقهاین کار را انجام دهیم با مشکلات فروانی و چه بسا خطر ساز مواجه می شویم .

 

|+| نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1388/03/26  |
 جریان هوای ورودی به داخل موتور

 

شرکت میتسوبیشی سالهاست که بر روی طرز ورود جریان هوای ورودی به داخل موتور تحقیقات زیادی کرده و سرانجام الگوی Tumble-Clockwise را پیدا نموده است. همانطور که می دانید در اکثر موتورها هوا به صورت Swirl وارد موتور شده و سپس با سوخت تزریق شده مخلوط می شود. اما این الگو دارای یک عیب عمده است و آن این است که سوخت تزریق شده در محیط اطراف جریان قرار گرفته و نمی توان آن را در مرکز جریان متمرکز نمود به همین دلیل هنگام جرقه زدن شمع چون مدت زمانی طول می کشد که جرقه به سوخت برسد از آنجا ما احتراق مناسبی نداشته و هیدروکربنهای نسوخته زیادی از سوپاپ دود به خارج انتقال می یابد. اما در الگوی Tumble-Clockwise چون هوا از بالای سوپاپ به صورت عمود بر سطح پیستون به چرخش در می آید به همین دلیل سوخت تزریق شده به طور مناسبی با هوا مخلوط شده و در مرکز هوا متمرکز شده و هنگام جرقه زدن شمع چون مدت زمان کوتاهی طول می کشد که جرقه به سوخت برسد از آنجا ما احتراق بسیار عالی داشته و هیدروکربنهای نسوخته کمی از موتور خارج می شود.

سوال: چرا در الگوی Tumble جریان می بایست به صورت Clockwise (در جهت عقربه های ساعت) به داخل موتور وارد شود و نمی تواند جریان به صورت Counter-Clockwise (در خلاف جهت عقربه های ساعت) باشد؟

 جواب: چون اگر جریان بخواهد در خلاف عقربه های ساعت به موتور وارد شود در این صورت سوخت زمان مناسب و کافی برای مخلوط شدن با هوا نداشته و در نتیجه بخار سوخت تشکیل نشده و احتراق نامناسب بوده و دوده زیادی تشکیل خواهد شد.

 

|+| نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1388/02/21  |
 این یک آموزش برای بهبودی رانندگی شماست ...
    Front Wheel Drive  خودرو دیفرانسیل جلو        

روش صحيح رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيل جلو:

اول از همه به روش خودتان رانندگی کنید !!! و در صورت لزوم از روش های زیر .


ابتدا لازم مي دانم كه دو كلمه اصلي در كنترل اتومبيل را براي شما شرح دهم
Over Steer : زماني كه در پيچ قسمت عقب اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
Under Steer : زماني كه در پيچ قسمت جلوي اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
زماني كه اتومبيل شما دچار Under Steer مي شود ‌، مي دانيد اگر پدال گاز را فشار دهيد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
تمام قدرت موتور باعث سر خوردن بيشتر چرخ جلو شده و شما را به سمت بيرون مسير و گاردريل خواهد راند و در اينجا كاري از دست كساني كه شما را دوست مي دارند برنخواهد آمد جز دعا كردن .
گاز دادن در اين نوع اتومبيلها در زمان سرخوردن محور جلو ،‌‌شما را بيشتر دچار مشكل خواهد كرد . در اينجا من به شما خواهم گفت كه چگونه مي توانيد 10 ها متر ديرتر از دوستان خود ترمز كنيد و دوستان خود را از شنيدن صداي اگزوز اتومبيل خود متحير سازيد و اين در حالي است كه چراغ ترمز شما نيز روشن است . بله درست متوجه شده ايد ‌، شما هم گاز مي دهيد و هم ترمز مي كنيد . اما چگونه؟
اگر شما قبلاً‌ اين روش را آزمايش كرده باشيد حتما‌ً مي دانيد كه اين كار فقط باعث سر خوردن مستقيم اتومبيل به بيرون خواهد شد و نه چيز ديگر .
در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه چگونه قهرمانان و رانندگان مسابقات اتومبيلراني با نشان دادن چراغ روشن ترمز و غرش اگزوز ‌، اتومبيلهاي پشت سر خود را به حيرت وا مي دارند ؟
در همين جا لازم مي دانم بگويم ادامه اين مطلب و اجراي آن احتياج به كنترل كامل راننده ، دقت عمل ‌، تجربه كافي و هوشياري در زمان آموختن دارد .
در ضمن براي يادگيري اين روش نياز به صرف هزينه هاي گزافي مي باشد چون اگر شما بعد از خراب كردن يك دست لاستيك  يك دست پولوس چگونگي رانندگي با ديفرنسيال جلو را ياد گرفتيد ‌، اين بار نوبت موتور ‌، ترمزها ‌، چرخها و گيربكس ماشين مي باشد .
اگر شما هنوز مايل به شنيدن مابقي مطالب هستيد ‌، بايد بگويم كه شما دچار جنون رانندگي هستيد يا به شما هم  سرايت كرده است ولي بدانيد در حال حاضر من ديگر اقدام به چنين كاري نخواهم كرد . حتي اگر چند ثانيه از لپ تايم من بكاهد ...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1387/11/10  |
 گیربکس اتوماتیک و فناوری و نوآوری های پشت آن ...

    Automatic Gearbox   گیربکس اتوماتیک ( خودکار )

در سال 1938 کرایسلر کلاچ هیدرولیکی را تولید نمود که با وجود آن در حالی که جعبه دنده می توانست در وضعیت درگیری باشد موتور با دور آرام به کار خود ادامه می داد و با این طرح گام موفقیت آمیزی در ابداع جعبه دنده های نیمه اتوماتیک برداشته شد و بدین لحاظ کرایسلر مشهور گردید. جعبه دنده های نیمه اتوماتیکی که طراحی های بعد به جای کلاچ هیدرولیکی مبدل گشتاور هیدرولیکی جایگزین شد و به نام های کرایسلر تورک ـ درایو و پلی موث هیدرایو نامیده شد. مشاهده می شود که در آنها به منظور تعویض دنده ها هنوز از یک کلاچ پایی استفاده شده است. در سال 1940 کارخانه جنرال موتور جعبه دنده هیدراماتیک را برای اولین بار در اتومبیل اولدزموبیل به کار برد. طراحی این طراحی اولین کاربرد کلاچ های هیدرولیکی را در ترکیب جعبه دنده 4 دنده ای مشخص کرد و جعبه دنده اتوماتیک نامیده شد که در آن مجموعه خورشیدی جلو و عقب برای وضعیت خلاص و دنده های جلو به کار برده شد و در دنده عقب مجموعه خورشیدی جلو نسبت دور کاهنده ای ( افزایش گشتاور ) دارد و مجموعه خورشید عقب مسیر قدرت را عکس نمود و همچنین نسبت دور دنده عقب را بیشتر کاهش می دهد. ( افزایش گشتاور را بیشتر افزایش می دهد. ) در سال 1948 بیوک جعبه دنده داینافلو را ارائه داد و اولین اتومبیلی بود که در آن موفق شده بودند جعبه دنده اتوماتیک را با مبدل گشتاور هیدرولیکی به کار برند که با استفاده از مجموعه خورشیدی حرکت مستقیم دنده یک و دنده عقب را شامل می شد و اهرم تعویض دنده جعبه دنده را به محور خروجی مبدل گشتاور بدون دنده های اضافی مربوط می سازد. ضریب ماکزیمم در مبدل گشتاور 1 : 2.25و نسبت دنده در دنده یک 1 : 1.82 می باشد که دارای کشش عالی در سر بالایی ها بوده و حالت ترمز موتوری در سرازیری ها را نیز دارا می باشد کاربرد عمومی جعبه دنده های اتوماتیک که ناشی از رشد صنعتی بوده است. جعبه دنده های اتوماتیک فورد ترکیبی است از یک مبدل گشتاور 3 عنصری و یک سیستم مجموعه خورشیدی که شامل 3 دنده جلو ( 3 سرعته ) و یک دنده عقب می باشد. ضریب ماکزیمم مبدل گشتاور آن برابر 1 : 2.1 می باشد. مسیر حرکت از مبدل گشتاور شروع می شود و دارای نسبت دنده متوسط ( دنده دو ) 1 : 1.48 ( افزایش گشتاور کم ) با تعویض دنده به طور خودکار بوده و همچنین دارای نسبت دنده یک 1 : 2.44 ( افزایش گشتاور زیاد ) که برای عبور در سربالایی ها و حالت ترمز موتوری در سرازیری ها می باشد طراحی شده است. کرایسلر دارای جعبه دنده اتوماتیک دو سرعته به نام پاور فلایت می باشد که دارای یک مبدل گشتاور3 عنصری ( توربین پمپ استاتور ) و دو مجموعه خورشیدی با نسبت دنده هایی به منظور درگیری دنده یک دنده عقب و دنده مستقیم می باشد. هنگام حرکت مسیر قدرت از مبدل گشتاور که دارای ضریب ماکزیمم گشتاوری 1 : 2.7 است شروع می شود و در دنده یک نسبت دنده 1 : 1.27 می باشد که به طور خودکار در دنده مستقیم نسبت دنده 1 : 1 است و در صورت لزوم نسبت مبدل گشتاور اعمال می گردد. ) این جعبه دنده نیز توسط اهرم تعویض دنده به طور دستی در دنده یک ( برای حرکت در سربالایی و سرازیری ) قرار می گیرد. طرح جدید جعبه دنده اتوماتیک اولتراماتیک مربوط به اتومبیل پاکارد نشان می دهد که دارای مبدل گشتاور 4 عنصری و یک مجموعه دنده های خورشیدی که مشابه جعبه دنده های داینافلوی بیوک می باشد و قادر است تا وضعیت های دنده مستقیم دنده یک و دنده عقب را درگیرنماید. مسیر قدرت مانند جعبه دنده داینافلو در حرکت به جلو از مبدل گشتاور شروع شده و بدون کمک دنده های اضافی به محور خروجی منتقل میگردد. مبدل گشتاور آن دارای یک کلاچ اصطکاکی برای وضعیت دنده مستقیم می باشد که به طور خودکار عمل می کند و در سایر وضعیت ها کلاچ اصطکاکی مبدل گشتاور قطع می باشد که مبدل می تواند حداکثر نسبت گشتاوری 1 : 2.4 را منتقل نماید. نسبت در دنده یک 1 : 1.28 میباشد که جعبه دنده به وسیله اهرم تعویض دنده می تواند در این وضعیت برای عبور در سربالایی و سرازیری قرار گیرد. جعبه دنده های اتوماتیک استودبکر که بوسیله بورگ ـ وارنر ارائه گردید دارای مبدل گشتاور 3 عنصری با یک کلاچ حرکت مستقیم و دو مجموعه خورشیدی که 3 دنده جلو و یک دنده عقب می باشد طراحی گردیده است. حداکثر ضریب افزایشی مبدل گشتاور 1 : 2.15 است که دارای وضعیت دنده متوسط دنده مستقیم دنده یک و دنده عقب می باشد و نسبت دنده ها عبارتند از دنده یک : 1 : 2.31 دنده دو 1 : 1.43 و دنده سه 1 : 1 برای حرکت در سربالایی و سرازیری با دنده یک متوسط توضیحات بعدا گفته خواهد شد. تا سال 1955 طراحی جعبه دنده ها اتوماتیک کامل گردید و از آن تاریخ به بعد با اتخاذ تصمیم مشترک و استاندارد اکثر کارخانجات آن را به کار بردند به طوری که امروزه بیش از 90 درصد اتومبیل های امروزی آمریکایی مجهز به جعبه دنده های اتوماتیک میباشند. جعبه دنده اتوماتیک اولتراماتیک مربوط به اتومبیل پارکارد مسیر قدرت در آن و در جعبه دنده اتوماتیک پاورگلاید و سایر جعبه دنده های اتوماتیک 2 سرعته یکسان میباشد. شرح این که چگونه یک جعبه دنده اتوماتیک کار می کند باید گفت که یک داستان هیجان انگیزی است به وسیله مختصر نگاهی به اصول مقدماتی و اساسی طرز کار آنها می توان فهمید که جعبه دنده های اتوماتیک چه طور کار می کنند و این بسیار ساده است زیرا تمام تعویض های خودکار با استفاده از اصول اولیه طراحی شده اند و به طور کلی دارای یک مبدل گشتاور هیدرولیکی و یک مجموعه خورشیدی با نسبت دنده های مختلف می باشند که به وسیله یک سیستم کنترل هبدرولیکی به طور خودکار تعویض دنده ها را انجام می دهد. ترکیب مبدل گشتاور هیدرولیکی و مجموعه دنده های خورشیدی رایج در تعدادی از جعبه دنده های اتوماتیک هم خانواده مانند جعبه دنده های تورک فلایت ( کرایسلر ) کروئیزماتیک (فورد) و هیدراماتیک (جنرال موتور) به کار برده شده است. یکی از بزرگترین مزیت های جعبه دنده های اتوماتیک این است که به طور خودکار دنده ها را تعویض می نمایند و وظایف راننده را کاهش می دهد و در نتیجه او مجبور نخواهد بود که در تعویض دنده ها مهارت خاص رانندگی را دارا باشد و متناسب با مقاومت مسیر که بستگی به وزن سرعت و موقعیت اتومبیل دارد به طور خودکار در مواقع لزوم تعویض دنده ها انجام می گردد. در جعبه دنده های معمولی بر اثر سرعت بیش از حد معمول و یا عدم هماهنگی بین سرعت چرخ دنده ها هنگام درگیر شدن توسط یک راننده غیر ماهر باعث استهلاک سریع قطعات خواهد گردید. در صورتی که در جعبه دنده های اتوماتیک راننده به یک اهرم تغییر وضعیت دنده ها و پدال گاز احتیاج دارد.


سیستم های کنترل کننده
جعبه دنده های اتوماتیک دارای سیستم های کنترل کننده ای می باشد که اولا جعبه دنده را با موتور مربوط می سازد بدین ترتیب که هرگونه تغییرات موتور را عیناً به جعبه دنده منتقل می نمایند و باعث تعویض دنده ها می گردند . ثانیا ارتباط راننده با جعبه دنده را بوسیله اهرم تغییر وضعیت به طور دستی برقرار می سازد که هر کدام به نوبه خود دارای وظایفی می باشد :
سیستم کنترل دریچه گاز
ارتباط راننده به جعبه دنده را برقرار می سازد و تغییر وضعیت اهرم تعویض دنده ها را به وسیله اتصالات آن به سوپاپ دستی واقع در بدنه سوپاپ سیستم کنترل هیدرولیکی منتقل می نماید.
سیستم کنترل دریچه گاز
این سیستم گشتاور موتور را حساس می کند و شامل مجموعه سوپاپ تعدیل فشار در بدنه سوپاپ سیستم کنترل هیدرولیکی می باشد و این سیستم اثر گشتاور ورودی را یا به وسیله اهرم های اتصال به طور مکانیکی از پدال گاز به جعبه دنده و یا بوسیله یک اثر خلایی از زیر دریچه گاز کاربراتور به یک واحد کنترل کننده خلایی در بدنه جعبه دنده دریافت می کند.
اگر در تعویض خودکار دنده ها اشکالی پیش بیاید علاوه بر موارد فوق یک ارتباط دهنده دیگری برای جعبه دنده ضروری است و بدین منظور یک سیستم گاورنر پیش بینی شده است تا تغییرات سرعت جاده ای اتومبیل را به جعبه دنده منتقل نماید.
سیستم کنترل گاورنر
این سیستم تغییرات سرعت اتومبیل را از دور خروجی جعبه دنده احساس می کند و مانند سیستم کنترل دریچه گاز اثر فشار هیدرولیکی را به بدنه سوپاپ سیستم کنترل هیدرولیکی می فرستد این سیستم مجهز به مجموعه سوپاپ تنظیم فشار با وزنه های گریز از مرکز می باشد. سیستم کنترل دستی کنترل دریچه گاز و کنترل گاورنر قسمت هایی از سیستم کنترل هیدرولیکی می باشند.
سیستم کنترل هیدرولیکی
این سیستم شامل یک پمپ هیدرولیک جتو و سوپاپ تعدیل فشار برای تکمیل و پر کردن روغن مورد نیاز مبدل گشتاور با تجهیزات مربوطه و ارسال روغن به بدنه سوپاپ جهت تقسیم نمودن به مدارات راه انداز کلاچ و باند ( نوار ترمز ) می باشد. بدنه سوپاپ مغز سیستم هیدرولیکی و به طور معمول جایگاه سوپاپ دستی سوپاپ کنترل دریچه گاز و یک سوپاپ کنترل دستی برای ایجاد درگیری دنده یک توسط دنده و مجموعه سوپاپ تعویض دنده به طور خودکار می باشد.
سیر تکاملی جعبه دنده
جعبه دنده های اتوماتیک از سالها قبل تا کنون تغییرات چندانی نداشته است و توسعه آنها با تکامل تدریجی اتومبیل ها انجام پذیرفته است و باوجود این که وظیفه آن تغییر و تبدیل دور و گشتاور می باشد لذا وضعیت دنده عقب حالت خلاص و همچنین حالت ترمز موتوری در آن پیش بینی گردیده است. اتومبیل های آمریکایی در طول 30 تا 40 سال اول اختراعشان با استفاده از جعبه دنده های نسبتا ساده و خوب طراحی گردیدند و در آن جعبه دنده های معمولی لغزشی 3 یا 4 سرعته به کار برده می شد که مجهز به کلاچ اصطکاکی می باشد و عمل قطع و وصل آن هنگام تعویض دنده ها به صورت مکانیکی انجام می گردد. در همان زمان طرح جعبه دنده های معمولی با استفاده از دنده های سیاره ای ( مجموعه خورشیدی ) مد نظر قرار گرفته بود که یک نمونه آن در اتومبیل کادیلاک مدل 1904 به کار برده شد و همچنین بیشتر در مدل های قدیمی اتومبیل فورد از جعبه دنده های معمولی دو سرعته با مجموعه خورشیدی استفاده می شد که سال های متمادی شهرت داشت و بالاخره در سال 1928 از رده خارج گردید.


علی رغم آن مهندسین موفق شدند که درباره جعبه دنده های ایده آل تحقیق کنند. به طوری که وظیفه راننده را تسهیل نماید و یک جابجایی یا تعویض دنده آرام و بدون سرو صدا با نسبت دنده های متغیر صورت پذیرد و بازده موتور را افزایش دهد. تکامل جعبه دنده های اتوماتیک مراحلی را گذرانده است تا به صورت مدرن امروزی در آمده است و ذیلا به شرح سیر تکاملی آنها می پردازیم :
ـ در سال 1928 کادیلاک جعبه دنده های سنکرونیزه را تولید نمود.
ـ در سال 1933 جعبه دنده های نیمه اتوماتیک را عرضه نمود که در آن دنده های سیاره ای با وزنه های گریز از مرکز جهت کنترل آنها استفاده شده بود و اجازه می داد که تعویض دنده ها به طور خودکار از سرعت پایین به سرعت بالا انجام پذیرد و حرکت اتومبیل را عملی می ساخت. با وجود این در آن از یک کلاچ اصطکاکی نیز هنوز استفاده می شد.
ـ در سال 1934 کرایسلر جعبه دنده های فوق سرعت ( Over Drive ) را تولید نمود.
ـ در سال 1937 اولدزموبیل یک نوع دیگر جعبه دنده نیمه اتوماتیک را طراحی نمود که در آن از دنده های سیاره ای و کنترل کننده هایی که به طور هیدرولیکی و مکانیکی عمل می کردند استفاده شده بود و به منظور درگیری دنده عقب آن از دنده های معمولی استفاده می گردید و همچنین در آن یک کلاچ اصطکاکی به کار گرفته شده بود.

خسته نباشید ...

 

|+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 1387/09/06  |
 کلاچ یعنی یک قطعه و صد کار !!!
       Clutch  کلاچ

  شمایی که خودروی خود را میرانید شگفت زده می شوید که بفهمید خودروی شما بیش از یک کلاچ دارد.فرقی ندارد که خودروی شما دارای دنده اتوماتیک باشد یا معمولی.در حقیقت بیشتر چیزهایی که در روز با آنها سر و کار دارید دارای کلاچ هستند.دریل ها و دستگاه های زنجیردار موتوری و حتی بازی (یویو) دارای کلاچ مرکزی هستند.

در این مقاله شما یاد می گیرید که کلاچ چیست/چرا ما به آن نیاز داریم و یا اینکه کلاچ چگونه در خودروی شما کار می کند.شما شگفت زده می شوید وقتی ببینید که کلاچ در کجاها و چگونه کار میکند.
کلاچ در وسایلی یا موتور هایی که دارای دو محور چرخشی هستند مفید است..در اینگونه موتورها یک محور توسط موتور یا پولی میچرخد و محور دیگری با کمک محور اولی چرخ ها را به حرکت در می آورد.به عنوان مثال در دریل یک محور توسط موتور می چرخد و دیگری با کمک اولی مته  را می چرخاند.در این حالت کلاچ این دو محور را به هم وصل می کند یا به عبارتی دیگر آن دو را به هم قفل می کند.این کار باعث می شود که این دو محور با سرعت یکسان دوران کنند و وقتی که جدا باشند فقط محوری که به موتور متصل است دوران می کند.
در خودرو شما به کلاچ نیاز دارید چون موتور در همه حال در حال دوران است ولی چرخ های خودرو خیر.اگر بخواهیم خودرو را بدون خاموش کردن موتورمتوقف کنیم باید نیرویی که توسط موتور به چرخ ها وارد میشود را قطع کرد.برای این کار کلاچ با کنترل کردن لغزش بین بخش دوار موتور و بخش غیر دوار مجموعه جعبه دنده به آرامی این دو را به هم وصل می کند.
آشنا شدن با طرز کار کلاچ به شما کمک می کند تا کمی با مفهوم اصطکاک آشنا شوید.چیزی که معیار سختی لغزاندن جسمی روی سطح می باشد.اصطکاک معمولا از پستی و بلندی هایی که روی قسمتی از سطح وجود دارد به وجود می آید.حتی صافترین سطوح نیزپستی بلندی های ریزی دارند.هرچه این پستی بلندی ها بیشتر باشد اصطکاک با سطح بیشتر و در نتیجه لغزاندن جسم روی سطح سخت تر می شود.

 فلایویل/ صفحه کلاچ و اصطکاک:

دلیل کار کلاچ اصطکاک بین صفحه کلاچ و فلایویل می باشد.در سیستم کلاچ خودرو فلایویل به موتور وصل می شود..وقتی پای شما روی پدال کلاچ نیست یک فنر صفحه ی فشار را به صفحه کلاچ وصل می کند که در نهایت این دو به فلایویل وصل می شوند.این کار باعث می شود تا موتور به شفت داخلی مجموعه دنده قفل شده و با سرعت یکسان دوران کنند که در نتیجه نیرو به چرخ ها وارد شده و آنها را به حرکت در می آورند. مجموعه ی جعبه دنده اتوماتیک نیز شامل چندین کلاچ میباشند.این کلاچ ها با وصل یا جدا شدن خودکار خود به موتور خودرو را در حالت درگیر یا خلاص قرار می دهند.هر کلاچ توسط یک مایع هیدرولیکی تحت فشار به حرکت در می آید.وقتی فشار  قطع شود یک فنر مخصوص کلاچ را دوباره به حالت اولیه باز می گرداند.
میزان فشار قابل تحمل برای کلاچ به اصطکاک بین صفحه کلاچ و فلایویل و نیرویی که فنر بر روی صفحه فشار می آورد بستگی دارد.
فنرهایی بر روی صفحه کلاچ وجود دارند.این فنرها جعبه دنده را از شک های حاصل از وصل و یا جدا شدن صفحه کلاچ به موتور محافظت می کند.این فنرها خیلی خوب کار میکنند ولی به هر حال مشکلات خاص خود را دارند.
 
گونه های کلاچ:

 گونه های زیادی از انواع کلاچ در خودروی شما و حتی در پارکینگتان موجود می باشد.نمونه ی ان در سیستم تهویه خودروتان است.در کمپرسور تهویه هوای خودرو یک کلاچ الکترومگنتیک وجود دارد .این کلاچ که کارش تقریبا شبیه ترموستات است زمانی که موتور روشن است کمپرسور را خاموش میکند.به طوری که وقتی جریان هوا از حلقه یاهنربایی عبور میکند کلاچ وصل می شود و بلافاصله پس از قطع جریان هوا کلاچ جدا می شود.

تقریباهمه ی خودروها یک فن خنک کننده جداگانه برای موتور دارند.این فن ها دارای کلاچی کوچک با کنترل رمواستاتیکی می باشند.این کلاچ در مرکز فن جایی که هوا از رادیاتور عبور می کند جاسازی شده است..درون این کلاچ یک مایع مخصوص وجود دارد که همزمان با بالا رفتن دما/دمای ان هم بالا می رود.این گرما باعث می شود تا فن با سرعت بیشتری دوران کند تا به سرعت موتور برسد. وقتی موتور سرد است مایع درون کلاچ نیز سرد باقی می ماند و وقتی که خودرو روشن می شود فن به آرامی دوران می کند تا موتور به دمای مطلوب خود برسد.
عضی از خودروها از سیستم لغزش محدود دیفرانسیل برخوردارند.هین سیستم با استفاده از کلاچ لغزش خودرو ره کنترل می کند.به این صورت که وقتی خودرو به سمتی منحرف می شود یکی از چرخ هاسریعتر از چرخ های دیگر می چرخد که در این حالت کنترل خودرو سخت تر می شود.اینجاست که سیستم لغزش دیفرانسیل به همراه کلاچ به کمک راننده می آیند.در این حالت کلاچ به موتور وصل می شود و از سرعت آن چرخی که سرعتش از دیگر چرخ ها بیشتر است می کاهد و آن را با سه چرخ دیگر هماهنگ میکند.
 

 

|+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 1387/08/29  |
 منجی بنام کیسه هوا !!!

   Air Bag   کیسه هوا     

وقتی سرعت اتومبیل از 40 کیلومتر در ساعت بیشتر باشد کمربند به تنهایی کافی نیست تحقیقات پس از حوادث رانندگی نشان داده است که در 68 درصد موارد کیسه هوا سطح خوبی را تامین می کند بر اساس بررسی های به عمل امده پیش بینی می شود که اگر خودروها در سرتاسر جهان به کیسه هوا مجهز شوند تعدا د مقتولان حوداث رانندگی در هر سال بیش از 50000 نفر کاهش می یابد.
روشی که امروزه برای ساخت کیسه هوا متداولتر است مجتمع کردن اجزای لازم به صورت یک واحد است بدین ترتیب مقدار سیمکشی و اتصالات کاهش و اعتماد پذیری سیستم افزایش می یابد نوعی سیستم پایش را نیز باید در کیسه هوا تعبیه کرد زیرا این کیسه را نمی توان امتحان کرد و اصولا فقط یک بار کار می کند طرز کار کیسه هوا وقتی خودرویی با سرعت حدود 35 کیلومتر در ساعت با سر تصادف کند رویدادهای زیر به ترتیب رخ می دهند.


1- پیش از برخورد راننده در وضعیت عادی نشسته است
2- در حدود 15 میلی ثانیه پس از برخورد خودرو به شدت شتاب منفی پیدا می کندو کیسه هوا در استانه راه اندازی قرار می گیرد
3- مشتعل ساز سوخت موجود در باد کننده را مشتعل می کند
4- پس از حدود 30 میلی ثانیه تای کیسه باز میشود در این لحظه با مچاله شدن بخشهای از جلو خودرو راننده به جلو پرتاب شده و کمربند ایمنی بسته به نوع ان قفل یا سفت شده است
5- در حدود 40 میلی ثانیه پس از برخورد کیسه هوا کاملا باد شده است و اندازه حرکت راننده را جذب می کند
6- در حدود 120 میلی ثانیه پس از برخورد راننده به عقب بر میگردد و با کیسه هوا از سوراخهای جانبی ان خال می شود تا راننده دید پیدا کند
کیسه هوای سرنشین نیز به همین ترتیب کار میکند کیسه هوا را به صورتهای مختلف نصب می کنند و متداولتر از همه نصب همه اجزا در وسط فلکه فرمان است به هر حال اساس کار تفاوتی نمی کند اجزا و مدار کیسه هوا

اجزای اصلی سیستم کیسه هوا عبارت اند از
1- کیسه هوای راننده و سرنشین
2- چراغ هشدار دهنده
3- کلیدهای صندلی سرنشین
4- باد کننده اتشی
5- مشتعل ساز
6-حسگرهای ضربه
7- واحد کنترل الکتریکی
کیسه هوا از پارچه نایلونی ساخته شده است و از داخل استر دارد پیش از ان که کیسه هوا باد شود تا شده است و زیر درپوش مناسبی قرار دارد این پوشش با خطوط گسست خاصی طراحی شده است در اطراف کیسه هوا سوراخهای تعبیه شده است که پس از عمل کردن کیسه به سرعت باد ان را خالی می کنند حجم کیسه هوای راننده در حدود 60 لیتر و حجم کیسه هوای سرنشین در حدود 160لیتر است.
مدار پایش این سیستم یک چراغ هشدار دهنده دارد این چراغ راننده را از خرابی سیستم مطلع می کند و بخش مهمی از مدار پایش است بعضی از سازندگان برای افزایش اعتماد پذیری سیستم هشدار دهنده از دو چراغ استفاده می کنند.

با استفاده از کلید که در طرف سرنشین (طرف شاگرد) قرار دارد می توان از عمل کردن کیسه هوای این صندلی وقتی سرنشین ندارد جلوگیری کرد این نکته به ویژه در مورد کیسه های هوای برخورد از بغل صدق می کند که در بخش بعد به اختصار انها را شرح می دهیم باد کننده اتشی و مشتعل ساز را می توان با هم بررسی کرد باد کننده کیسه هوای راننده در وسط فلکه فرمان تعبیه شده است این باد کننده حاوی تعدادی قرص سوخت است که در یک محفظه احتراق قرار دارند مشتعل ساز از خازنهای پر تشکیل می شود که جرقه ای برای اشتعال سوخت ایجاد می کند قرصهای سوخت به سرعت می سوزند و مقدار معینی گاز نیتروژن با فشار معین تولید می کنند این گاز از فیلتری می گذرد و وارد کیسه هوا می شود و ان را باد می کند وقتی کیسه باد شد از زیر پوشش خود بیرون میزند پس از اماده شدن کیسه هوا مقدار کمی هیدرو کسید سدیم در ان و در فضای داخل خودرو وجود خواهد داشت در هنگام باز کردن سیستم کار کرده و تمیز کردن اتاق خودرو باید از تجهیزات ایمنی شخصی استفاده کرد حسگر برخورد به صورتهای مختلف مکانیکی یا الکترونیکی ساخته می شود سیستم مکانیکی به وسیله فنری کار می کند که غلتکی را در جای خود نگه داشته است وقتی ضربه شدید تر از حد معین به خودرو وارد شود بر نیروی فنر غلبه می کند و غلتک ازاد می شود وقتی غلتک ازاد شد حرکت می کند و یک میکرو سوئیچ را کار اندازی می کند این کلید در حالت عادی باز است و مقاومتی به صورت موازی با ان بسته شده که امکان پایش سیستم را فراهم می کند می توان از دو کلید مشابه استفاده کرد تا کیسه هوا فقط هنگامی عمل کند که ضربه ناشی از برخورد از روبرو به اندازه کافی شدید باشد یاداوری می شود که در صورت چپ کردن خودرو کیسه هوا عمل نخواهد کرد.

نوع دیگر حسگر برخورد را می توان شتاب سنج تلقی کرد البته این نوع شتاب سنج شتاب منفی را اندازه گیری می کند دو نوع شتاب سنج وجود دارد یکی براساس کرنش سنج و دیگریمبتنی بر بلور پیزو الکتریکی (شبیه حسگر کوبش موتور)
تغییر شدید سرعت خودرو سبب حرکت جرم لرزه ای می شود و در نتیجه حسگر خروجی تولید می کند خروجی حسگر بلوری به صورت بار الکتریکی و خروجی حسگر کرنش سنجی به صورت تغییر مقاومت است مدارهای الکتریکی مناسب می توانند این حسگرها را بپایند و می توان انها چنان برنامه ریزی کرد که وقتی سیگنال به استانه معینی رسید بیشتر واکنش نشان دهند مزیت روش اخیر اینست که نیازی به طراحی حسگرهای مختلف برای خودروهای مختلف نیست زیرا تفاوت بین سیستمها مختلف مورد استفاده در خودروهای مختلف را می توان با استفاده از نرم افزار ایجاد کرد.

اخرین جز این سیستم واحد کنترل الکترونیکی یا واحد کنترل عیب یاب است وقتی از حسگرهای مکانیکی استفاده می شود از لحاظ نظری اصلا به واحد کنترل الکترونیکی نیازی نیست می توان برای به کار انداختن کیسه هوا در هنگام عمل کردن کلید حسگر از یک مدار ساده استفاده کرد اما مسئله پایش سیستم یا بخش عیب یاب واحد کنترل الکترونیکی است که اهمیت خاصی دارد در صورتی که عیبی در هر بخش از مدار اشکار سازی شود چراغ هشدار دهنده به کار خواهد افتاد حافظه واحد کنترل الکترونیکی گنجایش تا پنج عیب یا بیشتر را دارد این حافظه را می توان بازیابی کرد و ان را به صورت رمزهای چشمک زن و غیره خواند امتحان کردن این سیستم به روش قدیمی و با استفاده از چندین (مولتی متر) و سیم یکسره کن توصیه نمی شود زیرا این کار ممکن است سبب عمل کردن کیسه هوا شود.

|+| نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1387/08/28  |
 توربوشارژر کوچولویی با ارزش !!!

  TurboCharger  توربوشارژر     

تفکر عمومی درباره توربوشارژر :

زمانی که مردم درباره خودروهای مسابقه ای یا موتورهایی با بازدهی و عملکرد بالا صحبت می کنند معمولاً بحث توربوشارژرها مطرح می شود. توربوشارژرها همچنین در موتورهای دیزلی بزرگ نیز استفاده می شوند.
توربوشارژر یک کمپرسور می باشد که توان خروجی موتورهای احتراق داخلی را در اثر افزایش میزان جرم هوا و سوخت ورودی به موتور افزایش می دهد. یکی از مزایای بزرگ توربوشارژرها آن است که افزایش قدرت خروجی موتور آنها در مقایسه با وزن آنها بسیار ناچیز است و این یکی از دلایلی است که باعث شده توربوشارژرها تا این اندازه محبوب و معروف گردند.
 

نحوه عملکرد توربوشارژر:
یک توربوشارژر از یک کمپرسور گریز از مرکز و یک توربین گازی تشکیل شده است که توربین گازی توسط پیچ به مانیفولد دود متصل می شود و گازهای خروجی از موتور باعث چرخش توربین گاز شده و به سبب آن کمپرسور که توسط یک شفت به توربین گازی متصل است شروع به چرخش نموده و هوای محیط را مکش کرده و سپس آن را متراکم کرده و به طرف موتور می فرستد و هوای ورودی بیشتر به موتور به معنی سوخت بیشتر به داخل موتور و هوا و سوخت بیشتر به معنی انرژی و قدرت خروجی موتور می باشد. سرعت چرخش توربین با توجه به استفاده توربوشاررژ می تواند متفاوت باشد و اکثراً دارای سرعتهای چرخش بالا هستند به همین دلیل باید از یاتاقانهای مخصوصی استفاده گردد که بتواند نیروی حاصل از چرخش شقت را تحمل کند که معمولاً از یاتاقانهای سیال (fluid bearing) استفاده می شود. در یاتاقانهای سیال بین شفت و یاتاقان یک لایه روغن قرار دارد که روغن فوق دو وظیفه مهم بر عهده دارد:
۱- باعث خنک شدن شفت و سایر قسمتهای توربوشارژر می شود
۲- باعث از بین رفتن اصطکاک بین شفت و یاتاقان هنگام چرخش می شود.

 نکاتی در مورد طراحی یک توربوشارژر:
۱- تقویت بیش از اندازه: اگر فشار تولیدی توربوشارژر خیلی زیاد باشد همان طور که می دانید این امر باعث بالا رفتن درجه حرارت هوای ورودی به موتور شده و در نتیجه سوخت قبل از آن که توسط شمع محترق شود دچار خودسوزی شده که به پدیده فوق ضربه (Knocking) می گویند که برای جلوگیری از پدیده فوق می بایست از بنزین با درجه اکتان بالاتر استفاده نموده و یا نسبت تراکم موتور را کاهش دهیم.
۲- پس افت (Lag): یکی از مشکلات توربوشارژر آن می باشد که توربوشارژرها نمی توانند یک قدرت فوری را زمانی که شما پدال گاز را فشار می دهید، ایجاد نمایند و مدت زمانی طول می کشد تا توربین گاز چرخیده و هوای متراکم شده را به داخل موتور بفرستد. به همین خاطر شما در اول حرکت خودروی خود احساس یک حرکت ناگهانی به طرف جلو می کنید. دلیل این موضوع نیروی اینرسی (واماندگی) قسمت چرخنده توربین گاز می باشد. اما می توانیم با تمهیداتی نیروی اینرسی را کاهش داده تا توربین گاز بتواند در مدت زمان کوتاهی شتاب گرفته و دیگر پدیده پس افت ایجاد نشود، که در زیر به مواردی اشاره می کنیم:

الف) استفاده از توربوشارژرهای کوچک به جای توربوشارژرهای بزرگ: یکی از راههای که می توانیم نیروی اینرسی توربین گاز را کاهش دهیم آن است که از توربوشارژرهای کوچک استفاده نمائیم زیرا توربوشارژرهای کوچک سریعتر شتاب گرفته و در دور پائین موتور تقویت بهتری ایجاد می نمایند اما نمی توانند تقویت بیشتری را در دورهای بالای موتور که ما نیاز به وارد نمودن حجم بیشتری از هوا به موتور هستیم را تولید کنند و نیابد دور توربین گاز در آنها خیلی بالا رود. در جاهائی که ما نیاز به شتاب بالا در توربین گاز و مقدار بیشتری از هوای ورودی به موتور داریم می توانیم از دو توربو شارژر کوچک که به صورت مجزا از یکدیگر می باشند، استفاده نمائیم که شرکتهای خودروسازی همچون تویوتا، آئودی، مزدا این نوع توربوشارژر را در برخی از تولیدات خود به کار برده اند. به توربوشارژرهای فوق توربوشارژرهای دوقلو (Twin Turbocharger) نیز می گویند.
ب) استفاده از توربین گاز با پره های سرامیکی: همان طور که می دانید توربین گاز با پره های سرامیکی سبکتر از توربین گاز با پره های فولادی هستند در نتیجه این امر باعث می شود که توربین گاز سریعتر شتاب گرفته و نیروی اینرسی کاهش یابد.

ج) استفاده از یاتاقانهای توپی (Ball Bearing) به جای یاتاقانهای سیالی: برخی از توربوشارژرها از یاتاقانهای توپی به جای یاتاقانهای سیالی استفاده می کنند که یاتاقانهای فوق بسیار دقیق و از مواد پیشرفته و خاصی ساخته شده اند تا بتوانند سرعت و حرارت شفت را کنترل نمایند. یاتاقانهای توپی باعث می شوند که شفت با اصطکاک کمتری بچرخد و همچنین این نوع یاتاقانها به ما اجازه می دهد تا از شفتهای کوچکتر و سبکتر استفاده نمائیم که امر فوق باعث می شود تا توربین گاز با شتاب بیشتری چرخیده و نیروی اینرسی آن کاهش یابد.

د) استفاده از توربوشارژرهای ترتیبی (Sequential Turbocharger): برخی از موتورها از دو توربوشارژر با اندازه مختلف استفاده می کنند که توربوشارژر کوچکتر در دور پائین موتور تا پس افت را کاهش دهد استفاده دارد اما توربو شارژر بزرگتر در دورهای بالاتر موتور که نیاز به تقویت و حجم بیشتری از هوا داریم کاربرد دارد. این نوع توربوشارژر در ب.ام.و سری 5 مدل 535d استفاده شده است.

ذ) استفاده از ضد پس افت (Anti-Lag) در خودروهای مسابقه ای:

مکانیزم کنترل توربین گاز (Waste Gate):
بسیاری از توربوشارژر خودروها یک سوپاپ بایپس یا گذرگاه فرعی(Waste Gate) دارد که باعث می شود در توربوشارژرهای کوچک میزان چرخش آنها از حد مجازی تجاوز نکند. در واقع سوپاپ بایپس فشار داخل توربین گاز را حس کرده و اگر فشار آن بالا باشد سوپاپ فوق باز شده و مقداری از گاز را به خارج از محفظه توربین گاز هدایت می کند تا این که فشار به میزان مطلوبی برسد.

کولر داخلی (Inter Cooler):
همان طور که می دانید زمانی که هوا فشرده می شود آن گرم شده و منبسط می شود اما هدف از استفاده توربوشارژرها افزایش میزان چگالی ورودی به موتور (تعداد بیشتری از مولکولهای هوا) می باشد. به همین خاطر از کولرهای داخی استفاده می کنند تا هوای فشرده خروجی از کمپرسور را خنکتر کند تا میزان چگالی آن افزایش یابد.

 

|+| نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1387/08/28  |
 رینگ و تایر مناسب !
 

برای وارد شدن به اين بحث ، ابتدا بايد مختصری راجع به علائم درج شده روی لاستيکها بگوئیم. حتما شما تا حدودی با آنها آشنايی داريد ، برای آشنایی بیشتر مثال زير را با هم بررسی می كنيم
حرف P مخفف Passenger و نشان دهنده سواری بودن خودرو است ، در اين قسمت كدهای LT و T نيز وجود دارند كه خارج از بحث ما می باشند و البته در اكثر لاستيكهای موجود در كشور اصلا اين كد اوليه را نخواهيد ديد .
۳ عدد بعدی معرف پهنای لاستيك(Section Width) به ميليمتر است، دو رقم بعد از آن نسبت ظاهری (Aspect Ratio) می باشد و نشان دهنده نسبت ارتفاع لاستيك (Section Height) به پهنای آن است بعبارت ديگر مشخص می كند كه ارتفاع لاستيك چند درصد از پهنای آن است. در مثال بالا پهنای لاستيك ۲۰۵ و نسبت ظاهری ۶۵ است پس ارتفاع لاستيك از فرمول زير چنين بدست می آيد.
۱۰۰ / نسبت ظاهري * پهنای لاستيك = ارتفاع لاستيك
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = 100/65 * ۲۰۵
حرف R نشاندهنده راديال بودن لاستيك و عدد ۱۵ قطر رينگ (Rim Diameter) را نشان می دهد ، عدد ۸۹ نشاندهنده ميزان بار قابل تحمل برای هر لاستيك ميباشد كه ۸۹ معرف ۵۸۰ كيلوگرم می باشد (وزن مربوط به هر عدد از جدول Load Index ها بدست می آيد)حرف H نشاندهنده حداكثر سرعت مجاز برای آن لاستيك (Speed Symbol) است ، كه طبق جدول زير۲۱۰ كيلومتر بر ساعت می باشد.( ميزان بار ، سرعت مجاز و پهنای رينگ(Rim Width ) برای هر خودرو بر روی برچسب كناری داخل درب خودرو ( سمت راننده يا شاگرد ) نوشته شده. )

Q=99 MPH, 160km/h
S=112 MPH, 180km/h
T=118 MPH, 190km/h
U=124 MPH, 200km/h
H=130 MPH, 210km/h
V=149 MPH, 240km/h
W=168 MPH, 270km/h
Y=186 MPH, 300km/h
Z=149+ MPH, 240+ km/h

اين نكته نيز قابل ذكر است كه روشهای ديگری نيز برای نمايش مشخصه های لاستيك وجود دارد اما متداول ترين آن همان شكل بالاست كه به سيستم P متريك معروف است
خوب پس تا اينجا فهميديم كه نسبت ظاهري(Aspect Ratio) نشان دهنده ارتفاع لاستيك نيست و بعنوان مثال ارتفاع يك لاستيك ۶۵/۱۶۵ با يك لاستيك ۶۵/۱۷۵ متفاوت است.
يكی از مهمترين شاخص ها در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ثابت نگه داشتن قطر مجموعه رينگ ولاستيك در ميزان استاندارد كارخانه است ، چرا كه تغيير قطر كلی چرخ باعث ايجاد خطا در كيلومتر شمار و اخلال در نحوه تعويض دنده ها (خصوصا در خودروهای اتوماتيك) می شود و در خودروهای مجهز به ABS نيز در كار ECU اخلال بوجود می آورد و می توان گفت تنها مزيت در هنگام بزرگ تر شدن چرخ ، افزايش شتاب خودرو در حد ناچيزی است.
برای كمك به ثابت نگه داشتن قطر چرخ در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ، راهنمايی به نام PLUS در نظر گرفته شده و آنرا با واحدهای Plus1 ، Plus2 ،Plus3 و .... نامگذاری كرده اند كه هر كدام نشانه افزايش ۱ اينچ به قطر رينگ ميباشد و با استفاده از اين راهنما در ازای افزايش قطر رينگ ، ارتفاع لاستيك ، كوتاهتر انتخاب می شود تا قطر كلی چرخ تا حد ممكن ثابت بماند. چگونگی عملكرد Plus ها را در شكل زيرميبينيد.
بطور مثال اگر بخواهيم از رينگ ۱۶ اينچی بجای ۱۵ اينچی استفاده کنيم ، حتما بايد ارتفاع لاستيک را به همان نسبت کاهش دهيم تا قطر کلی چرخ ثابت بماند ، فرض کنيد لاستيکهای خودرويی 15/65/205 باشد و بخواهيم رينگهايی ۱۶ اينچی بر روی آن نصب كنيم ، با محاسبات زير می توان سايز لاستيك لازم برای اين رينگ را بدست آورد ، بطوريكه قطر چرخ كمترين تغيير ممكن از حالت قبلی را داشته باشد.
برای اين كار ابتدا بايد ببينيم قطر كلی چرخ اوليه چقدر است ، برای اين كار ابتدا بايد ارتفاع لاستيك را از فرمولی كه در بالا گفته شد بدست آوريم و سپس آنرا ۲ برابر كرده و قطر رينگ را برحسب ميليمتر به آن اضافه كنيم.
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (100/65)*۲۰۵ = ارتفاع لاستيك
حال قطر رينگ را ابتدا به ميليمتر تبديل وسپس به ۲ برابر ارتفاع لاستيك اضافه می كنيم.
ميليمتر ۳۸۱ =۲۵.۴ *۱۵ =قطر رينگ بر حسب ميليمتر
ميليمتر ۶۴۷.۴ =۳۸۱+۲*۱۳۳.۲ =قطر چرخ
پس قطر چرخ فعلی ۶۴۷.۴ ميليمتر است ، حال می خواهيم رينگ ۱۶ اينچی بكار ببريم ، ابتدا آنرا به ميليمتر تبديل می كنيم. ميليمتر ۴۰۶.۴ =۲۵.۴ *۱۶
و می دانيم كه برای بدست آوردن ارتفاع مورد نياز براي لاستيك جديد بايد مراحل قبلی را برعكس انجام دهيم: ميليمتر ۲۴۱ = ۴۰۶.۴ - ۶۴۷.۴
ميليمتر ۱۲۰.۵ =۲ /۲۴۱ =ارتفاع مورد نياز برای لاستيك جديد
حال بايد انتخاب كنيم چه پهنايی برای لاستيكهای جديد مناسب تر است، و بوسيله آن Aspect Ratio را بدست آوريم ،۲۱۵ و ۲۲۵ را آزمايش می كنيم.
با پهنای ۲۲۵ عدد ۵۳.۶ بدست می آيد: ۵۳.۶ =۱۰۰ *۰.۵۳۶ =۲۲۵ /۱۲۰.۵
وبا پهنای ۲۱۵ عدد ۵۶ : ۵۶ =۱۰۰ *۰.۵۶ =۲۱۵/۱۲۰.۵
ميدانيم كه در اين رنج نزديكترين Aspect Ratio ، به اعداد بالا ، ۵۵ می باشد و ۵۶ خطای كمتری دارد تا ۵۳.۶ ، با اين حساب می توان گفت در مجموع اگر از لاستيكهای ۱۶/۵۵/۲۱۵ استفاده كنيم قطر چرخ تنها ۴.۵ ميليمتر بزرگتر می شود كه مقدار ناچيزی است.
ميليمتر ۱۱۸.۲۵ =(۱۰۰/۵۵)*۲۱۵ =ارتفاع لاستيك جديد
ميليمتر ۶۴۲.۹=۴۰۶.۴ +(۲*۱۱۸.۲۵) =ارتفاع چرخ جديد
ميليمتر ۴.۵ =۶۴۲.۹-۶۴۷.۴ = ميزان اختلاف قطر دو چرخ
اندازه بدست آمده يعنی ۱۶/۵۵/۲۱۵ همان Plus 1 برای لاستيك ۱۵/۶۵/۲۰۵ است و هميشه می توان گفت با افزودن ۱ اينچ به رينگ بايد۱۰ واحد از Aspect Ratio كم كرد و پهنای لاستيك را در مواردی ۱۰ و در مواردی ۲۰ ميليمتر افزايش داد (هر كدام Aspect Ratio نزديكتری نسبت به قطر قبلی داشته باشد ، كه البته بدليل اينكه بزرگتر شدن ناچيز قطر چرخ بهتر از كوچكتر شدن آن است ، ۱۰ ميليمتر پيشنهاد می شود) .با اين كار ما به Plus1 رسيده ايم و برای رسيدن به Plus 2 بايد همين مراحل را بر روی Plus 1 انجام دهيم، Plus های مختلف مثال قبل به صورت زير خواهند بود:
O.E= 205/65/15 Plus1= 215/55/16 Plus2= 225/45/17 Plus3= 235/35/18
با استفاده از اين سايت ، می توانيد ابعاد لاستيك فعلی خود را وارد و تمامی سايزهايی كه مشابه با قطر چرخ خودرويتان است را دريافت كنيد.پس ديديد كه با بهره گيری از سيستم Plus می توان تا حد ممكن از بوجود آمدن تغيير در قطر چرخ جلوگيری كرد.
مطلب قابل توجه ديگر پهنای رينگ است ، بايد بدانيد كه برای داشتن استاندارد بهينه و فيت شدن دقيق لاستيك روی رينگ و داشتن هندلينگ بهتر بايد در ازای افزايش هر ۵ ميليمتر پهنای لاستيك ، پهنای رينگ را ۰.۵ اينچ افزايش داد ، البته ميزان پهنای رينگ برای هر سايز لاستيك می تواند تا حدود ۱.۵ اينچ كه مقدار زيادی است در نوسان باشد ،اين نوسان در راهنماي انتخاب پهنای رينگ مناسب برای لاستيكهای مختلف ، در اين سايت موجود است ، اما بهترين و مطمئن ترين پهنا ، ميانگين اعداد موجود در آن سايت است كه با فرمول افزايش ۰.۵ اينچ به رينگ در ازای هر ۵ ميليمتر افزايش پهنای لاستيك نيز مطابقت دارد ،در سايت بالا مثلا برای سايز ۱۵/۵۰/۲۰۵ رينگهايی با سايزی بين ۵.۵ تا ۷.۵ پيشنهاد شده كه بهترين رينگ برای آن همان ۶.۵ می باشد اما رينگهايی با قطر ۵.۵ ، ۶ ، ۷ و ۷.۵ نيز قابل مصرف ميباشند.
مساله مهم ديگر وزن رينگ و لاستيک است ، از آنجايی که اين وزن شامل سيستم فنربندی خودرو نمی شود ؛ هنگام مواجه با دست اندازها و ديگر نارسايی های جاده ، فشار بيشتری به فنربندی خودرو وارد می کند. پس هر چه رينگ و لاستيک سبک تری داشته باشيم سواری بهتر و شتاب بيشتری خواهيم داشت ، پس حتی المقدور سعی کنيد رينگ و لاستيک جديد از رينگ و لاستيک استاندارد خودرو سنگين تر نباشد.
طبق آزمايشی که بر روی يک خودروی Civic انجام گرفت ، ابتدا با رينگهای استاندارد ۱۴ اينچی خود خودرو كه وزنی برابر ۳۴پاند داشتند ، آزمايشی انجام گرفت و اسب بخار خودرو ۱۱۳.۵ بود ، اما با رينگهای آلياژی ۱۷ اينچی كه وزنی برابر۴۳ پاند داشتند ، اسب بخاری برابر با ۱۰۷.۹ بدست آمد ؛ كاهش ۵.۶ اسب بخار فقط با افزودن ۳۶ پاند (مجموع ۴ چرخ) به خودرويی كه بيش از ۲۰۰۰ پاند وزن دارد ، مشخص كننده اهميت وزن رينگ و لاستيك می باشد و علاوه بر آن بايد ضربات محكم تر دست اندازها را نيز در نظر گرفت.
مساله مهم ديگر چگونگی قرار گرفتن چرخ روی سيستم تعليق است و يا به عبارتی ساده تر، برخورد بيرون زدگی چرخ با لبه گلگير در سمت بيروني و برخورد چرخ با متعلقات داخل گلگير ، كه باعث بروز مشكلاتی چون پارگی لاستيك و نچرخيدن كامل فرمان می شود ، بديهی است كه با بزرگ كردن بيش از حد لاستيك و رينگ با اين مشكل مواجه خواهيم شد ، اما در مواردی با افزايش تنها ۱ سايز Plus به چرخ و يا حتی با خريد رينگی با سايز مشابه با رينگ اصلی نيز با اين مشكل مواجه خواهيم شد و دليل آن رعايت نشدن Offset در رينگ است.

حال ببينيم Offset چيست ؟
فاصله بين وسط رينگ تا محلی از رينگ كه بر روی ديسك پيچ می شود را Offset می گويند.۳ نوع مختلف Offset وجود دارد كه در زير می بينيد.

حالت Zero : زمانی است كه محل پيچ شدن چرخها دقيقا در وسط رينگ قرار دارد
حالت Possitive : حالتی است كه بيشتر خودروها و خصوصا خودروها ی ديفرانسيل جلو دارا هستند و در اين حالت پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت داخل گلگير متمايل می شود و مزيت اين نوع رينگها ، جلوگيری از برخورد لاستيك با لبه گلگير و جلوگيری از فشار آمدن به بلبرينگ چرخ و پيچ های چرخ است.
حالت Negative : حالتی است كه بعضی از رينگ های اسپرت دارا هستند و پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت خارج خودرو متمايل است ، مزيت اين نوع رينگها پهن تر شدن خودرو و پايداری بيشتر خودرو می باشد و بدليل حالت تو رفته و قابلمه ای ، ظاهر زيبا تری نيز دارند ، اما عيب آنها ، فشار آوردن بر روی بلبرينگ چرخ ، فشار زياد بر پيچهای چرخ و همچنين احتمال برخورد انتهای لاستيك به داخل گلكير در هنگام پيچاندن فرمان و برخورد قسمت خارجی لاستيك با لبه گلگير می باشد ،البته اين معايب برای خودروهايی كه به صورت استاندارد ، رينگهاي Negative Offset داشته باشند وجود ندارد ، و فقط زمانی كه جايگزين رينگ Possitive Offset می شوند پديد می آيد.
زماني كه ميزان Offset از حالت استاندارد خارج شود ، تغييراتی در نحوه هندلينگ خودرو بوجود خواهد آمد و خصوصا Negative Offset ی كه توسط كارخانه سازنده خودرو نصب نشده باشد ، باعث ايجاد مشكلات فنی زيادی خواهد شد.
زمانی كه از رينگی با سايز مشابه سايز قبلی استفاده می كنيم ، لازم است كه Offset رينگ جديد ، دقيقا با Offset استاندارد برابر باشد اما زمانی كه پهنای رينگ تغيير می كند ، ديگر مقدار Offset قبلی قابل قبول نيست و بايد نسبت به ميزان فضای موجود در پشت لاستيك ، همچنين فاصله تا لبه گلگير و سايز لاستيك و رينگ و با فرمولهای خاص ، Offset مطلوب را بدست آورد ، با ورود به اين سايت و داشتن قطر و Offset رينگ قبلی و جديد ، می توانيد از ميزان تمايل چرخ جديد به طرفين آگاه شويد. البته اين مقدار بايد هميشه بيشتر از مقدار قبلی باشد و سعی شود حتی المقدور تا جايی كه فضا وجود دارد ، چرخ به داخل كشيده شود و از Negative Offset جلوگيری شود ، البته اين كار تا زمانی ممكن است كه به متعلقات سيستم تعليق برخورد نكند. اما بطور كل Offset نبايد بيشتر از ۲۰٪ از حالت استاندارد كارخانه سازنده خودرو خارج شود.
بطور كلی ، افزايش بيش از حد پهنای لاستيك ، با گير كردن تاير به گلگير و يا متعلقات داخلی چرخ و يا هر دو (بسته به ميزان Offset) باعث پارگی لاستيك ميشود ، همچنين باعث افزايش مصرف سوخت و انتقال بيشتر ضربات دست اندازها به اتاق می شود و استهلاك بيشتر و فرمان سفت تری را نيز سبب می شود ولی در عوض كنترل بهتری را در اختيار راننده قرار می دهد و در پيچها نيز بسيار راحت تر عمل می كند و برعكس لاستيكهای باريك تر كنترل كمتری دارند و در پيچها ضعيف تر عمل می كنند اما ضربات وارده را كمتر به اتاق منتقل می كند.
از نظر ارتفاع لاستيك نيز، لاستيكهای ديواره كوتاه كنترل بهتری دارند و اين بدين دليل است كه ارتفاع كمتر ، ارتعاش كمتری دارد و فرمان سريعتر و نرمتر ،فرمان می برد ، اما در زمينهای خيس كنترل خوبی ندارند ، در پايان لازم به ذكر است كه تقريبا تمام لاستيكهای اسپرت دارای ميزان تحمل فشار و عدد حداكثر سرعت(Speed Symbol) بالايی هستند اما با اين حال هميشه در هنگام تعويض لاستيك اين اعداد را با اعداد نوشته شده بر روی برچسب داخل درب خودرو چك كنيد و هميشه از اعدادی بالاتر يا مساوی استفاده كنيد و از خريد لاستيكهای با تحمل فشار كمتر و عدد حداكثر سرعت پايين تر خودداری كنيد
خب دیگه فکر کنم تمام مطالب مهم راجب تعویض لاستیک رو براتون توضیح داده باشم فقط یه مطلب هست اونم راجب باد لاستیک که مختصری در این رابطه براتون مینویسم اگه مطلبی هم براتون ابهام داره یا سوالی در زمینه مطالب ذکر شده در ذهنتون هست میتونید با نظر گذاشتن در جدیدترین پست با من در ارتباط باشید

فشار باد لاستیکها
امروزه در اکثر خودروها به میزان فشار مناسب باد لاستیک ماشین اشاره شده، معمولا برچسب جدول میزان باد مناسب را در کنار درب طرف راننده یا در داخل درب صندوق عقب خودرو می چسبانند، ولی در حالت کلی باید گفت که فشار باد چرخ ماشينهاي سواري در شهر بايد 30 تا 32 باشد .

حال به بررسی برخی نکته های ایمنی در این زمینه می پردازیم:
1. باد كم در چرخ باعث ميشه كه تاير ماشين سر پيچها صدا بده و رانندگي در فاصله طولاني باعث ميشه كه طاير گرم بشه و زود صاف ميشه
2. باد اگه زياد باشه و سرعت حركت ماشين كم باشه تاير زياد گرم نميشه و باعث ميشه قوس به طرف بالا در تاير ايجاد شه و اين قوس موجب ميشه كه لايه هاي بيروني تاير صاف بشه
3. در اتوبان بسته به نوع تاير و وزن بار اضافی و فصلی که در اون هستید فشار باد رو بايد بين 35 تا 40 بگذاريد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1387/06/07  |
 سیستم الکترونیکی ترمز ABS
                                                                 سیستم ترمز ABS  A.B.S System    

در رابطه سیستم الکترونیکی ترمز ABS) ABS = سیستم ترمز ضد قفل شدن)
در هنگام ترمز گرفتن دو نوع اصطکاک وجود دارد اصطکاک جنبشی اصطکاک لغزشی زمانی که نیروی اصطکاک جنبشی در اثر سر خوردن به اصطکاک لغزشی تبدیل می شود نیروی نگه دارنده هم کاهش می یابد (اصطکاک جنبشی < اصطکاک لغزشی) در نتیجه مدت زمان بیشتری برای ایستادن ماشین نیاز است. این اولین موضوع. موضوع بعد این است که اگر اتومبیلی به ترمز ABS مجهز باشد در هنگام ترمز کردن نیروی گشتاوری که باعث منحرف شدن ماشین می شود به وجود نمی آید فکرش را بکنید که برای یک تریلی
۱۸ چرخ چقدر می تواند ضروری باشد.(مثل کامیون Volvo vh ۱۲)
سیستم الکترونیکی:
یک سنسور هال افکت (سنسور های حساس به مغناطیس) روی هر چرخ قرار دارد دقیقاً مثل چیزی که درون موس های قدیمی وجود داشت یک صفحه پره پره که یک سنسور مادون قرمز در کنار آن قرار دارد و چرخیدن صفحه باعث می شود امواج (IR = مادون قرمز) موجود در بین پره ها قطع و وصل شود و این قطع ووصل شدن وارد یک پردازنده شده و میزان و جهت چرخش مشخص می شود. فقط در سیستم های هال افکت جای امواج IR از مغناطیس استفاده می شود و جای یک صفحه پره پره یک صفحه با زایده های توپی فلزی وجود دارد عبور این زایده های نوپی از کنار سنسور هال افکت باعث قطع شدن خطوط میدان های مغتاطیسی می شود و در نتیجه می توان میزان چرخش و جهت آن را برآورد کرد. یک سیستم پردازنده مرکزی سرعت چرخش همه چرخ ها را اندازه گیری می کند به محض ترمز گرفتن باید سرعت چرخش همه چرخ ها یکی باشد اگر سرعت یکی از آنها هماهنگ نبود یعنی آن چرخ در حال سر خوردن است و این سر خوردن هم باعث اصطکاک جنبشی می شود و هم باعث انحراف ماشین از خط اصلی می شود در این حالت سیستم فشار روغن یا فشار باد (فشار باد = نیوماتیک و فشار روغن = هیدرولیک) آن ترمز را تا جایی کم می کند که سرعت آن هماهنگ با سرعت سایر چرخ ها شود. سیستم پردازنده این گونه ترمز ها نباید هیچ گونه تأخیری در پردازش داشته باشد از این رو به آنها (بدون تأخیر) Real Time می گویند و عملیات پردازشی آنها توسط کنترل کننده هایی به نام DSP انجام می شود. (DSP = پردازنده دیجیتال سیگنال ها)

 

|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 1387/05/20  |
 سیستم اکسید نیتروژن چگونه کار می کند؟
                             اکسید نیتروژن  NOS  Nitrous System        

 قبل از اینکه وارد جزئیات شویم، بطور ساده می گویم، در حین عملکرد احتراق در یک موتور، در حدود ۳۰۰ درجه  سیلیوس اکسید نیتروژن با نیتروژن و اکسیژن تداخل می کند . اکسیژن بسیار زیاد با اجازه دادن به مقدار بیشتری سوخت برای احتراف باعث تولید قدرت زیادی می شود. قدرت همیشه از منبعی به نام سوخت بوجود می آید. اگر شما فقط اکسید نیتروژن را داشته باشید و سوخت(بنزین) را اضافه نکنید، قدرت زیادی تولید نمی شود و شما فقط قدرت را در حدی کا با سوخت معمولی حرکت می کنید دریافت خواهید کرد. بطور کلی اکسید نیتروژن به شما امکان می دهد تا مقدار بهتری از سوخت را در همان زمان معمولی مصرف کنید.
اکسید نیتروژن همانطور که گفته یک گاز معمولی است. برای استفاده آن در اتومبیل های ما، به مقدار بسیار زیادی (
۸۵۰-۱۱۰۰psi) و داخل یک بطری نیترو، بصورت مایع فشرده می شود. بطری ها (که معمولا در صندوق عقب قرار می گیرند) توسط یک شلنگ فشار قوی (تصویری که در پایین مشاهده می کنید) به ورودی موتور متصل میشوند.
وقتی شما درخواست نیتروس می کنید یک سیم پیچ الکتریکی وظیفه منتقل کردن نیتروس به داخل موتور را دارد. در سیستم های مرطوب یک شلنگ سوخت (جدا از شلنگ نیتروس) کنترل شده توسط یک سیم پیچ دیگر، سوخت را به داخل موتور همزمان با ورود نیتروس منتقل می کند.


انواع خشک و مرطوب نیتروس
کلا دو نوع سیستم نیتروس وجود دارد : سیستم مرطوب، سیستم خشک.
با اینکه یک سیستم مرطوب نیز وجود دارد ما "سیستم ورودی مستقیم" را نیز سومین گزینه لیست قرار می دهیم.
سیستم خشک
یک سیستم خشک نیتروس بطورکلی یعنی تنها اکسید نیتروژن توسط یک شلنگ خروجی به داخل سیستم ورودی هوا تزریق می شود و سوخت دیگری به سیستم ورودی هوا وارد نمی شود و فقط از یک نازل (برای نیتروس) استفاده می شود. در یک سیستم خشک نیتروس، سوخت اضافی مورد نیاز با افزایش مقدار سوخت در سیستم انژکتور OEM زمانیکه سیستم نیتروس فعال است تامین می شود.
(به تصویر زیر دقت کنید)
در بالای تصویر ، اکسید نیتروژن به تنهایی به داخل ورودی هوا تزریق می شود و تبدیل به گاز می شود .
و در قسمت پایین، سیستم انژکتور OEM فریب داده می شود و باعث تولید سوخت بیشتری در موتور می شود.که نیتروس آنرا جبران می کند.
همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید نازل مورد استفاده فقط یک ورودی دارد آنهم برای نیتروس استفاده می شود.
نصب سیستم خشک نیترو بسیار آسان است و برای تازه وارد ها بهترین انتخاب است.

 

|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 1387/05/20  |
 10 نکته برای جلو گیری از تصادفات جاده ای ( مبتدی ها و حرفه ای ها بخوانند )

                                                                                    Safe Driving رانندگی ایمن           

1- از « خط استارت جاده » اجتناب کنید
اگر از خط وسط یا راست جاده های چند باندی استفاده کنید، در صورت بروز یک مشکل ناگهانی که تغییر خط سریع یا رفتن به شانه خاکی جاده را می طلبد. « راه گریز» بیشتری خواهید داشت.ب یشتر تصادف های بزرگراهی در خط سمت چپ جاده اتفاق  می افتد.


2- چشم هایتان همیشه در حال کاوش جاده پیش رو باشید و به فواصل دروتر نگاه کنید
صرفا به اتومبیل مقابل خود چشم ندوزید بلکه وضعیت آمد وشد در جلوی آن اتومبیل را نیز ببینید. بااین کار، فرصت بیشتری خواهید داشت و اگر مشکلی وجود داشته باشد، زمان کافی برای واکنش نشان داد خواهید یافت. همچنین احتمال برخوردار با خودروی جلویی در صورت توقف ناگهانی آن، کمتر خواهد شد.


3 ـ از نقاط کور آگاه باشید.
اینه بغل ها و آینه جلو را تنظیم کنید تتا تقریبا دید « پانورامیک» بی عیب و نقصی از سراسر منظره پشت ماشین داشته باشید اما فقط به آنها اکتفا نکنید.
گاهی سرتان را به چپ بچرخانید و مستقیم به خطوط کناری نگاه کنید تا چیزی که در آینه نتوانسته اید ببینید، نا دیده نماند. به نقاط کور رانندگان اطراف خود نیز توجه داشته باشید؛ مخصوصا نقاط کور رانندگان کامیون سعید کنید کمتر در نقاط کور باقی بمانید.


4- دستتان را روی فرمان درموقعیت ساعت 9 و ساعت 3 قرار دهید.
رانندگان تنبل معمولا یک دستشان را در موقعیت ساعت 12 قرار می دهند یا هر دو دستشان را در پایین ترین نقطه فرمان نگه می دارند. اما موقعیت ساعت 3 و ساعت 9 کمک می کند تا حداکثر تسلط را بر خودرو داشته باشید و در مواردی که ناچار به مانورسریع برای اجتناب از تصادف هستید، مشکلی به وجود نیاید.


5- مانند رانندگان اتومبیل های مسابقه کنترل اتومبیل را در دست بگیرید.
ترفندی دیگر برای حفظ کنترل فرمان، آن است که صندلی خود را آن قدر به فرمان نزدیک کنید که مچ دستتان بتواند بالای فرمان، آسوده قرار گیرد و ساعدتان روی فرمان پهن شود و پشتتان به پشتی صندلی باشد. به این ترتیب می توانید مطمئن باشید که دستتان به سادگی خسته نمی شود و در بهترین موقعیت قرار دارید که بتوانید در لحظات حساس مانور بدهید.


6- رانندگن را از روی وضعیت اتومبیلشان مود قضاوت قرار  دهید.
اگر حال و وضع اتومیبلی گویای آن است که راننده بی ملاحضه ای پشت آن نشسته که به بدنه خودرویش صدمه زده و شیشه های اتومبیل را کثیف نگه داشته است، از او دوری کنید. اتومبیلی که مدام خط عوض می کند احتمالاً راننده ای خسته یا در شرایطی غیر عادی دارد یا شاید راننده در حال صحبت با گوشی موبایل است؛ از او نیز احتراز کنید.


7- محدودیت های اتومبیل تان را بدانید.
هر اتومبیلی (سدان، اسپرت، وانت یا ماشین مسابقه) محدودیت های خاص خود را دارد. توجه  داشته باشید که اتومبیل خاصی که زیر پای شماست در هر شرایطی چه واکنشی نشان می دهد. اگر بدنه اتومبیل شما سر پیچ خیلی به کناره ها متمایل می شود یعنی پیچاندن فرمان در سرعت بالا برای اجتناب از تصادف، وضعیت وحشتناکی را به وجود خواهد آورد. آشنا بودن با محدودیت های ترمز و تایر اتومبیل نیز بسیار مهم است. وقتی با تمام قدرت پدال گاز را فشار می دهید، چقدر طول می کشد تا اتومبیل متوقف شود؟ اگر تایرها های اتومبیل را با زاپاس ارزان قیمت تعویض کنید، احتمالا قابلیت ترمزگیری و فرمان گیری خودرو پایین می آید.


8- خودرو را در وضع مناسبی نگه دارید.
اگر بخواهید اتومبیل خود را در مدت زیادی نگه دارید، باید از برنامه نگهداری که از سوی خودرو سازان ارائه می شود، پیروی کنید. با این کار مطمئن خواهید بود که هنگام نیاز به موقع می توانید شتاب بگیرید، توقف کنید یا فرمان را به اندازه کافی بچرخانید. اگر تایر را به موقع عوض نکنید، ممن است در یک جاده لیز، سر بخورید و با نرده محافظ جاده برخورد کنید.


9- شب برای رانندگی زمان مناسبی نیست.
بعضی از افراد دوست دارند شبانه رانندگی کنند تا به راهبندان برنخورند اما این کار خطرات خاصی را در پی دارد. علاوه بر آنکه راننده ممکن است خسته شود و حدوده دیدش کم شود، خطر رانندگان کم سن و سال و بی احتیاط یا افرادی که در شرایط غیر عادی رانندگی می کنند در هنگام شب بیشتر است. در این ساعات، بسیار با ملاحظه رانندگی کنید و لطفا از به کار بردن نور بالا و چراغ های بسیار پر نور پرهیز کنید.


10- رانندگی اتومبیل های مسابقه را یاد بگیرد.
این البته خیلی پر هزینه به نظر می رسد اما رفتن به کلاس رانندگی پشیرفته، بهترین راه برای بالا بردن مهارت های رانندگی است. در آنجا یاد میگیرد که اتومبیل را در شرایط سخت و خطرناک چگونه مهار کنید و مانورهای اجتناب ازتصادف را تمرین می کنید و در شرایط ایمن و کنترل شده، شرایط تصادف با لیز خوردن را از سر می گذرانید. فهمیدن این که چکار کنید تا اتومبیل مطابق میل شما رفتار کند، ممکن است در شرایط اظطراری، جان شمات را نجات دهد.

 

|+| نوشته شده توسط حامد در شنبه 1387/05/19  |
 
 
بالا